دربارهی بر باد رفته 2 (2 جلدی)
بعدازظهر يكي از روزهاي سرد ژانويه 1866 بود. اسكارلت در دفتر نشسته و به عمه پتي نامه مينوشت و توضيح ميداد كه چرا نميتوانند به آتلانتا بيايد و با او زندگي كنند. درهم و برهم مينوشت زيرا ميدانست عمه پتي فقط سه چهار سطر اول را ميخواند....