درباره‌‌ی مرگ سقراط

سقراط در خيابان‌هاي آتن با مردم حرف مي‌زند و آن‌ها را به فكر كردن دعوت مي‌كند. مشكل اين‌جاست كه همه مثل سقراط عاشق دانستن نيستند. بنابراين از پرسش‌هاي بي‌وقفه خشمگين مي‌شوند. مي‌شود از سقراط شكايت كرد؟ مي‌شود برايش دادگاه تشكيل داد؟ اگر يك فيلسوف را به مرگ محكوم كنند چه مي‌شود؟ داستان «مرگ سقراط» با يك پرسش آغاز مي‌شود: داناترين آدم يونان چه كسي است؟ پاسخ روشن است؛ سقراط، اما سقراط مي‌گويد كه فقط يك چيز مي‌داند، اين كه چيزي نمي‌داند. و اين مبدا فلسفه‌ي اوست. مبناي انديشه‌ي سقراط، فيلسوف يوناني دوران باستان، پرسشگري و شك درباره‌ي هر چيز بديهي است تا از اين طريق به مرحله‌ي بالاتري از شناخت برسد. شك سقراطي را قابله‌ي حقيقت مي‌دانند.

آخرین محصولات مشاهده شده