درباره‌‌ی لالایی برای دختر مرده

وقتي زهره، يكي از دخترهاي كلاس دوم دبيرستان آن چه را كه مي‌ديد براي ديگران شرح داد، هيچ‌كس حرفش را باور نكرد. زهره اين حرف را اولين بار به نزديك‌ترين دوستش مينا گفت و بالاخره خبر در تمام شهرك پيچيد. زهره مي‌گفت دختري را مي‌شناسد كه موهاي خاكستري دارد، دست‌هايش از آرنج به پايين سوخته و از همه مهمتر صد سال پيش مرده است!

آخرین محصولات مشاهده شده