درباره‌‌ی شاه بی شین

چشمت به چند زن مي‌افتد كه از آب بيرون مي‌آيند و مثل ماهي‌هاي چاق و چله روي شن‌هاي ساحل مي‌افتند. چند مرد هم روي شن‌ها دراز كشيده‌اند و حمام آفتاب مي‌گيرند. برادر ناتني‌ات را به جا مي‌آوري كه دستش را تكيه‌گاه تن كرده و با خست به دريا نگاه مي‌كند؛ درياي تو... افقي كه تنها به خاطر تو به رنگ زمرد درآمده ... ماهي‌هاي پرنده‌اي كه براي ديدن تو به هوا مي‌پرند... مرجان‌هايي كه براي خوشامد تو رنگ به رنگ مي‌شوند.

آخرین محصولات مشاهده شده