درباره‌‌ی در سکوت سایه‌ها

درست در لحظاتي که آسمان و زمين برايش پاپوش دوخته‌‌‌‌‌اند و عدالت به شوخي پُرتمسخري مي‌‌‌‌‌مانَد همان‌‌‌‌‌طور که ايمان برايش، يک حضور، يک نگاه و يک حرکت حمايت‌گر ايمانِ از دست‌‌‌‌‌رفته‌‌‌‌‌اش را باز مي‌‌‌‌‌گرداند. باز هم همان زمين و زمان، دست در دست هم داده‌‌‌‌‌اند تا آن‌چه را که دل مي‌‌‌‌‌خواهد، رخ ندهد انگار که هر چه هست، غيرِ دل است اما تمامي اين‌‌‌‌‌ها مي‌‌‌‌‌شود تجربه‌‌‌‌‌هايي عجيب از جايي که تا نبيني، باورش نخواهي کرد! آدم‌‌‌‌‌ها و خواسته‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌شان براي يک بي‌‌‌‌‌پناه که چون گنجشککي خيس به گوشه اتاقي پناه آورده است عينِ سنگ‌‌‌‌‌دلي و بي‌‌‌‌‌رحمي است اما انگار اين رسمِ اين روزها شده است مثل گرفتار شدن در کوچه‌‌‌‌‌اي بن‌‌‌‌‌بست که وقتي پشت خود را نگاه مي‌‌‌‌‌کني هيچ سايه‌‌‌‌‌اي دنبالت نمي‌‌‌‌‌کند: هيچ صدايي در پي تو نيست!

آخرین محصولات مشاهده شده