درباره‌‌ی داستان ها (دفتر اول)

«در ونيز بود... که براي سومين يا شايد چهارمين‌بار، با شخصي که از او سخن مي‌گويم، ديدار کردم. با ذهني آشفته و يادآوري مبهم، آن ديدار را به‌ياد مي‌آورم. با اين‌حال، به خاطر دارم ــ‌آه که چگونه مي‌توانم فراموشش کنم؟ــ ظلمت نيمه‌شب را، پلِ آه‌ها را، زيباييِ زني سحرانگيز را، و روح سرگردانِ عشق و خيال را که در امتداد آن آبراهِ باريک، آرام و خاموش پرسه مي‌زد.»

آخرین محصولات مشاهده شده