درباره‌‌ی خورشید سیاه (افسردگی و مالیخولیا)

کتاب «خورشيد سياه: افسردگي و ماليخوليا» نوشته‌ي ژوليا کريستوا، نخستين بار در سال ???? منتشر شد. اين اثر که يکي از مهم‌ترين نوشته‌هاي کريستوا در پيوند ميان روان‌کاوي، فلسفه، زبان‌شناسي و نقد فرهنگي به شمار مي‌آيد، به بازانديشي عميق درباره‌ي افسردگي و ماليخوليا مي‌پردازد؛ نه صرفا به مثابه بيماري يا پديده‌اي باليني، بلکه به‌عنوان تجربه‌اي پيچيده‌ي وجودي، نمادين و فرهنگي که در تاريخ انديشه و هنر جايگاهي ديرپا داشته است. کريستوا در اين کتاب مي‌کوشد «زبان افسردگي» را به سخن درآورد؛ به بيان ديگر، آنچه معمولا خاموش و در سکوت تجربه مي‌شود را به سطح بيان بياورد و نشان دهد که چگونه در مرز ميان روان، زبان و فرهنگ پديدار مي‌شود. هسته‌ي بحث او بر اين ايده استوار است که افسردگي و ماليخوليا نه فقط واکنشي به فقدان، بلکه نوعي فروپاشي در رابطه‌ي فرد با زبان و با خود است. سوژه‌ي افسرده در نظر او با ابژه‌ي ازدست‌رفته‌اش پيوندي دروني برقرار مي‌کند، اما قادر به رها کردن آن نيست؛ در نتيجه هويت او به‌طور دردناکي در گرو چيزي است که هم از دست رفته و هم دروني شده است. استعاره‌ي «خورشيد سياه» در اينجا نقش محوري دارد: خورشيدي که مي‌تابد اما روشنايي‌اش تاريک است، تصويري از وضعيت متناقض ماليخوليا، جايي که روشنايي تبديل به بار سنگيني مي‌شود و در عين تاريکي، نوعي اجبار به ديدن و آگاهي دردناک پديد مي‌آيد. کريستوا در مسير بسط نظريه‌ي خود به آثار هنري و ادبي ارجاع مي‌دهد؛ از نقاشي مسيح مرده در مقبره اثر هولباين گرفته تا نوشته‌هاي ژرار دو نروال، داستايوفسکي و مارگريت دوراس. او نشان مي‌دهد که چگونه تاريخ فرهنگ و ادبيات، بازنمايي‌هاي متعددي از ذهنيت ماليخوليايي ارائه کرده است و چگونه هنرمندان با تبديل رنج به استعاره‌ها، تصاوير و روايت‌ها، آن را از خاموشي مطلق بيرون کشيده‌اند.

آخرین محصولات مشاهده شده