درباره‌‌ی تروتسکی (زوال 1 انقلابی)

حدود ساعت چهار صبح، صداي رگبار گلوله آرامش شب را شکست. تروتسکي که از خواب عميق پريده بود، فکر کرد صداي آتش‌بازي است و مکزيکي‌ها يکي از اعيادشان را جشن گرفته‌اند. به خودش که آمد، متوجه شد «انفجارها خيلي نزديک و درست درون اتاق بود، کنارم و بالايِ سرم. بوي باروت تندتر و نافذتر شد. آنچه هميشه منتظرش بوديم اتفاق افتاه بود و به ما حمله شده بود.» تروتسکي، مردي که سخنراني‌هاي آتشينش در جريان انقلاب اکتبر ????، کشوري را به حرکت وامي‌داشت، کميسر جنگ، نامي هم‌طراز لنين. بعدها دشمني‌هاي دنياي سياست او را چهره‌اي خائن به مردم و کشورش معرفي کرد. در فاصله‌اي کوتاه، دشمن و رقيب قدرتمند او، استالين، مقدمات اخراجش از حزب و سپس تبعيدش از کشور را فراهم کرد. دوستان و اعضاي خانواده‌اش يک به يک تاوان نزديکي و وفاداري به او را به بهاي رنج، تبعيد، يا مرگ‌شان پراختند. اين کتاب، با نگاهي به گذشته، به سال‌هاي پاياني زندگيِ در تبعيد تروتسکي مي‌پردازد. و شايد در پايان پرسشي پنهان را مطرح مي‌کند؛ آيا از سر گذراندن تمام آن رنج‌ها، مخاطرات، تبعيدها و مرگ‌ها ناگزير بود؟

آخرین محصولات مشاهده شده