درباره‌‌ی بازی های پیچیده 2 (گالینگور)

او هرگز نمي‌تواند آن دختر را به‌دست آورد، اما با‌وجود اين، هيچ‌چيز جلودارش نيست. خويشتن‌دار، بدخلق و از‌خود‌راضي، رايز لارسن - باديگاردي سخت‌تر از سنگ - براي خود دو قانون دارد: ?. به‌هر قيمتي که شده از کارفرمايش محافظت کند؛ ?. تحت هيچ‌شرايطي احساسات را درگير کار نکند. او هرگز وسوسه نشده که اين قوانين را بشکند... تا وقتي که با او روبه‌رو مي‌شود: بريجت وان آشبرگ؛ شاهزاده‌خانمي لجباز که با آتش دروني‌اش همه‌ي قوانين او را مي‌سوزاند. او هيچ‌شباهتي به انتظاراتش ندارد، اما دقيقاً همان کسي است که هميشه نيازش بوده. هر روز که مي‌گذرد، آن دختر ذره‌اي بيشتر ديوارهاي دفاعي‌اش را مي‌شکند، تا جايي که با واقعيتي انکارناپذير مواجه مي‌شود: با‌وجود سوگندش براي محافظت از شاهزاده، به‌دست‌آوردن او تنها چيزي است که مي‌خواهد. چون شاهزاده به او تعلق دارد. همان ميوه‌ي ممنوعه‌اي که روياي دست‌نيافتني‌اش است.

آخرین محصولات مشاهده شده