درباره‌‌ی آفتاب گردان های کور

اين کتاب بازگشتي است به داستان‌هاي واقعي روزهاي پس از جنگ، داستان‌هايي که درِگوشي روايت شدند و راويانشان قصد قصه‌گويي نداشتند، بلکه مي‌خواستند از دوستانشان بگويند، از خويشان ناپديدشده‌شان، از فقدان‌هاي جبران‌ناپذير. اين داستان‌ها حکايت‌هايي از دوران سکوت‌اند، زمانه‌اي که همه مي‌ترسيدند مبادا ديگران بفهمند که آن‌ها هم مي‌دانند. چهار روايتِ به‌ظرافت درهم‌تنيده، با زباني مشترک و سبک‌هايي متفاوت، که در نهايت يک تصوير را مي‌سازند: شکست. همه‌ي آنچه در اين کتاب روايت مي‌شود حقيقت است، اما هيچ قطعيتي در کار نيست، زيرا که يقين نيازمند پذيرش است و پذيرش نيازمند آمار و ارقام. وحشت چنان بر همه‌چيز سايه افکنده بود که در نهايت تمام ترس‌ها، رنج‌ها و مصيبت‌ها تنها در يک چيز مشترک بودند: مردگان. اما مردگانِ دوران پس از جنگ فقط در ارقام رسمي خلاصه شده‌اند، هرچند اکنون زمان آن فرارسيده است که به ياد بياوريم: ما مي‌دانيم. داستاني که از جنگ داخلي اسپانيا حکايت دارد.

آخرین محصولات مشاهده شده