دربارهی آزارشان به مورچه هم نمیرسید
خورشيد هنوز وسط آسمان بود و بوي تعفن هوا را نميشد تحمل كرد. دراژن فقط بايد از اين مكان جهنمي دور ميشد. دوباره ميخواست داخل آب بپرد يا دست كم دوشي بگيرد و بوي مرگ را بشويد. فقط اي كاش ميتوانست دستهايش را بشويد. به دقت نگاهشان كرد. خوني روي آنها نبود، فقط تاولي روي انگشت اشاره دست راستش بود. تاولي گرد و صورتي. دراژن فكر كرد: چقدر عجيب است كه به خاطر كشتن مردم تاولي بزني. حساب كرد بايد حدود هفتاد بار شليك كرده باشد. تقريبا هفتاد نفر را كشته و يك تاول زده بود! به قدري مسخره بود كه يكباره خندهاي جنونآميز سر داد.
محصولات مرتبط
کتاب پارسه
اسلامگرایی (سومین جنبش مقاومت رادیکال)
Die dritte radikale widerstandsbewegung
495,000 تومان
مشتریانی که از این مورد خریداری کرده اند
زیر تیغ ستاره جبار (داستان 1 زندگی در پراگ 1941 تا 1968)
215,000 تومان
پرتابهای فلسفه
90,000 تومان