دربارهی هیولایی صدا میزند
نصف شب بود كه سر و كله هيولا پيدا شد. مثل همه هيولاها. ولي اين، هيولايي نبود كه كانر انتظارش را داشت، هيولاي كابوسي كه هر شب از زمان شروع درمان مادرش به سراغش ميآمد، همان كه پر بود از تاريكي و باد و فرياد...
اين، هيولايي متفاوت است، چيزي باستاني، چيزي وحشي، و آنچه ميخواهد، حقيقت است.
محصولات مرتبط
مشتریانی که از این مورد خریداری کرده اند
رد پای شیطان
495,000 تومان
ازدواج مادرم و بدبختیهای دیگر
6,500 تومان
راهنمای تفکر نقادانه (پرسیدن سوالهای بهجا)
360,000 تومان
عملیات دک کردن کپک
6,500 تومان