درباره‌‌ی میان سالی (سلاح سری انسان)

اندرو جيميسن، روان‌درمان‌گر انگليسي، در «ميان‌سالي: سلاح سرّي انسان» مفهوم يونگي بحران ميان‌سالي را مي‌کاود. او مي‌گويد: «از زماني که کار روان‌درماني را شروع کردم، سه‌چهارم مراجعين‌ام بين سي‌وپنج تا پنجاه‌وپنج سال داشته‌اند. در اولين جلسه‌ي حضور در مطب، همگي بدون استثنا دچار افسردگي، اضطراب و دودلي‌اند و اغلب مي‌خواهند شغل‌شان را کنار بگذارند يا به ازدواج‌شان پايان دهند، ولي ترديد دارند. در اين حالت آشفتگي رواني نسبي، احساس مي‌کنند مشکلي بغرنج و لاينحل امان‌شان را بريده است. از آن‌جا که با مراجعيني پرشمار از اين صخره‌ي عاطفي چالش‌برانگيز عبور کرده‌ام، به‌کرات در شگفت بوده‌ام که اين دوره‌هاي آشفتگي دروني چه فرصت بي‌همتايي در اختيارمان قرار مي‌دهند تا زندگي‌مان را وارسي و شخصيت‌مان را کندوکاو کنيم. سپسمي‌توانيم بکوشيم آن ابعادي از سرشت‌مان را که پيشرفت را محدود مي‌کنند، جلوي توان بالقوه‌ي حقيقي ما را مي‌گيرند، و سد راه احساس خوشبختي‌مان هستند جرح‌وتعديل کنيم و تغيير شکل دهيم. اين اتفاق مهم زندگي که نام‌اش را بحران ميان‌سالي گذاشته‌ايم منشأ ديرينه‌اي دارد.» جيميسن با تکيه بر تاريخ، روان‌شناسي، علم و ادبيات نشان مي‌دهد که بحران ميان‌سالي چقدر فراگير و حياتي است و اگر چيزي تصورش کنيم که مي‌توانيم و بايد از آن اجتناب ورزيم، چه پيامدهاي ويران‌گري براي جامعه دارد.

آخرین محصولات مشاهده شده