دربارهی مردی گرفتار در سایه
خبرنگاري منزوي. قاتلي زنجيرهاي. وسوسهاي تاريک براي گام نهادن در دل سايهها. در دنبالهاي نفسگير از رمان «مردي سوخته در زمستان» تهديدي فراتر از تصور، آرامآرام رخ مينمايد. روکر ليندستروم، مشاوري بياشتياق براي پليس مينهسوتاست؛ مردي با گذشتهاي هولناک که چشمانش به ژرفاي شر گشوده شدهاند. و آنگاه که پيکر زني گمشده در سکوتِ هشتساله از دل درياچه سر برميآورد، تاريکي بار ديگر بر در خانهاش ميکوبد -اين بار با پيامي که تنها براي اوست: «نمياي بيرون تا يه دست بازي کنيم؟» درخواستي از پليس. جسارتي از سوي قاتل. و نالهي مادري درمانده که دخترش نيز بيخبر ناپديد شده است. اي کاش روکر ميتوانست چشم بپوشد؛ اما در کنار ميلي لَنگستون -يار ديرينهاي که اکنون کارآگاهي خصوصي است- ناگزير ميشود رشتهاي ميان گمشدگان و خاموشان بيابد. اين جستوجو آنان را به تاريکترين لايههاي اينترنت، به تئوريهاي توطئه، و به معمايي حلنشده ميکشاند که سي سال آزگار در سايه مانده است. هرچه روکر و ميلي ژرفتر در اين راز فرو ميروند، بيشتر در معرض قاتلي خاموش قرار ميگيرند؛ آدمکشي با انگيزههايي نامفهوم و اقداماتي که نه به آنچه روکر تاکنون ديده شباهت دارد، و نه به آنچه انسان توان درکش را دارد.
| كد كالا | 312737 |
| زبان | فارسی |
| نویسنده | پیت زکریا |
| مترجم | مهدی قاسمی شاندیز |
| سال چاپ | 1404 |
| نوبت چاپ | 1 |
| تعداد صفحات | 364 |
| قطع | رقعی |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * 3 |
| نوع جلد | شومیز |
| وزن | 342 |
تاکنون نظری ثبت نشده است.