درباره‌‌ی فلسفه مواجهه با دیگری

«مرا چه پرواي گل و درخت، و آتش و سنگ، اگر بي‌عشق و بي‌خانمان باشم! بايد دو نفر بود -يا، دست‌کم، افسوس! بايد دو نفر بوده باشيم- تا آسماني آبي را فهم کنيم، تا طلوعي را نام نهيم.» مواجهه با ديگري يعني تکان‌خوردن و آشفته‌شدن. دو هستي با هم تماس مي‌يابند، به هم برمي‌خورند و مي‌بينند که مسيرهايشان تغيير کرده است. مواجهه با بعضي آدم‌ها -عاشقانه، دوستانه يا حرفه‌اي- يا مواجهه با بعضي حوادث يا آثار هنري و ادبي چنان قدرت دگرگون‌کننده‌اي دارد که گويي از نو متولد مي‌شويم، و حضور نيروي تپنده‌اي را حس مي‌کنيم که در قلب واقعيت جاري‌ست و خود زندگي‌ست. شارل پِپَن، فيلسوف و نويسنده‌ي فرانسوي، با بهره‌گيري از انديشه‌هاي فيلسوفان، رمان‌نويسان و سينماگران، و تحليل نمونه‌هايي واقعي مانند دوستي پيکاسو و پل اِلوار به ما مي‌گويد چرا بايد با آنچه «خودمان نيستيم» مواجه شويم تا «خودمان شويم»؛ و با نيروي مواجهه به «زندگي حقيقي» دست يابيم.

آخرین محصولات مشاهده شده