درباره‌‌ی رستگاري در ماه نوامبر

براي اولين‌بار در زندگي‌ام احساس مي‌كنم ديده مي‌شوم و مي‌توانم حرف بزنم... زيباترين حس دنيا... بدون هيچ قضاوتي حرف مي‌زنم و حرف مي‌زنند و فحش مي‌دهيم و آرام مي‌شويم... فرقي نمي‌كند كجا... فقط و فقط حرف مي‌زنيم... از هر چيزي... از چيزهايي كه در هيچ جمعي نمي‌توان از آن سخن گفت و هيچ جامعه‌اي آن را نمي‌پذيرد. هرجايي كه گير مي‌آوريم مي‌نشينيم و حرف مي‌زنيم و خون در رگ‌هايمان جاري مي‌شود.

آخرین محصولات مشاهده شده