درباره‌‌ی دوزخ ضحاك (آخرين داستان )

از آن زمان كه آفريدون را در دل دماوند كوه به بند كشيد، قرن‌ها مي‌گذرد. ضحاك در تاريكي خويش فرو رفته و نفرت در بند‌بند وجودش ريشه دوانده، تا جايي كه به هيولايي ترسناك تبديل شده است. شوراي مغان قرن‌هاست عهده‌دار پاسداري از زندان ضحاك است، تصميم مي‌گيرد به تباهي ضحاك پايان دهد، پس ارداويراف به نيابت از شوراي مغان راهي البرز مي‌شود.

آخرین محصولات مشاهده شده