درباره‌‌ی ارشيا (آخرين داستان 1)

تهمورث ديوبند به ياري مازيار مسيرياب، محل اختفاي ساوول (ديو آشوب) را مي‌يابد چرا كه با به بند كشيده شدن ساوول، ديو تسلط بر زمين‌ها، ملكوس (ديو سرما) از پيدا كردن محل ايل عاجز مانده و سرما و مرگ برچيده مي‌شود. اما با آمدن ساوول به تهم‌دير (ايل تهمورث) نحسي، پليدي و بيماري گسترش مي‌يابد. پس تهمورث تصميم مي‌گيرد به شكار اهريمن برود تا براي هميشه پليدي را از زمين برچيند. اما تنها ساوول از محل اختفاي اهريمن باخبر است و پسر مسيرياب پير، ارشيا براي اطلاع از مسيرها با او روبه‌رو مي‌شود كه اين رويارويي براي او آغاز سفري پرفراز و نشيب است.

آخرین محصولات مشاهده شده