درباره‌‌ی آخرین بت

رمان «آخرين بت» نوشته‌ي فاطمه زايري، داستاني‌ست ميان تاريکي و عشق، ميان رازي که در دلِ برف مدفون است و دلي که هنوز در پي حقيقت مي‌تپد. نويسنده در اين اثر، با زباني روايي و لحني پرتعليق، جهان پرابهامي مي‌سازد که در آن هيچ‌چيز آن‌گونه که مي‌نمايد، نيست. ماجراي داستان از «عمارت مرگ» آغاز مي‌شود؛ جايي که حنا خورشيدي، دختري سرسخت و جسور، پا به ميان پرونده‌اي خطرناک مي‌گذارد. پرونده‌اي که بوي خون و دلارهاي گمشده مي‌دهد، و سرنخش به زندگي مردي به نام سرگرد اميرمهدي رها مي‌رسد -پليسي که خود قرباني گذشته‌اي تاريک است. برخورد اين دو شخصيت، نقطه‌ي تلاقي عشق و حقيقت مي‌شود؛ عشقي که در دلِ شک و ترس ريشه مي‌دواند و حقيقتي که هرچه بيشتر آشکار مي‌شود، بيشتر زخمي بر دل مي‌نشاند. در پسِ ماجرا، فاطمه زايري با نگاهي دقيق، چهره‌ي انسانِ معاصر را مي‌کاود؛ انساني که ميان وظيفه و احساس، ميان عشق و ترس، ميان عدالت و بقا گرفتار است. رمان با فضايي سينمايي و ريتمي پرتنش، مخاطب را تا واپسين صفحه در تعليق نگه مي‌دارد. «آخرين بت» روايتي‌ست از سقوط و رستگاري، از معمايي که در دلِ عشق پنهان شده. اين اثر نشان مي‌دهد چگونه رازها، حتي اگر در عمارت‌هاي خاموش يا دل‌هاي زخمي پنهان شوند، روزي سربرمي‌آورند، درست در لحظه‌اي که فکرش را نمي‌کني.

آخرین محصولات مشاهده شده