درباره‌‌ی دژاوو

دقيقا يادم نيست چه روزي عاشقت شدم. هر چند روز يه‌بار مي‌اومدي كافه. اون اوايل براي من فقط يه تابلوي زيبا بودي كه دوست داشتم بهش خيره بشم اما هنوز دل‌بسته نشده بودم. يه‌مدت كه گذشت و خبري ازت نشد، احساس كردم يه‌ذره دلم برات تنگ شده. بازم فكر نمي‌كردم عاشقتم. فكر مي‌كردم فقط از ديدنت خوشحال مي‌شم . وقتي به خودم اومدم ديدم ديگه زندگيم‌و بدون تو نمي‌تونم تصور كنم. يادته چقد اين پا و اون پا كردم تا بهت بگم؟يادته يه روز باروني وقتي از كافه مي‌خواستي بري بيرون منم اومدم بيرون و مث اين فيلماي عاشقونه مي‌خواستم برات چتر بگيرم اما هر كار مي‌كردم چترم باز نمي‌شد؟

آخرین محصولات مشاهده شده