شب‌هاي روشن (جيبي)

Bely nochi

درباره‌‌ی شب‌هاي روشن (جيبي)

كمي دورتر، زني كه به ميله‌هاي نرده تكيه داشت به آب تيره كانال خيره مانده بود. كلاه زرد رنگ زيبايي بر سر و شنل كوتاه و سياه رنگي بر شانه داشت. با خود فكر كردم: ‹‹دختر جواني است كه مطمئنا موهاي سياهي دارد.›› ظاهرا صداي قدم‌هايم را نشنيد. وقتي با نفس حبس شده و قلبي كه به شدت مي‌زد از كنارش رد شدم حركتي نكرد. فكر كردم: ‹‹عجيب است، بايد عميقا در فكر باشد.›› و ناگهان از بي‌حركتي او بر جاي خود خشك شدم. گويا صداي گريه آرامي شنيدم. بله، درست بود. دختر گريه مي‌كرد و همچنان اشك مي‌ريخت. خداي بزرگ!

آخرین محصولات مشاهده شده